.gif)
شيوه گفتگوي امام رضا با زنادقه
از استمداد شفا تا كرامت امام رضا(ع)
ثامن الحجج(ع) نعمت بزرگ سرزمين ما
پاي صحبت قديمي ترين گنبدشوي حرم ؛ عشق كارنامه رسمي آدمهاست
نگاهي به چگونگي شكل گيري كشيك ها در بارگاه رضوي؛
عصر امام رضا(ع)؛ عصر طلايي فرهيختگان
تشرف يافتگان به دين اسلام در حرم مطهر امام رضا (ع)
به گستره تمام جغرافياي انساني...
چرخش واژه ها در يك مدار نوراني
ردپاي تاريخ معماري ايران در مجموعه بناهاي حرم مطهر رضوي
ضرورت «امامت» از منظر امام هشتم(ع)
هجرت امام رضا(ع) ايران را به مدينه دوم تبديل كرد
.gif)
شيوه گفتگوي امام رضا با زنادقه
گفتگو با علامه سيد جعفر مرتضي
بخش فرهنگي آينده، طيبه مروت: برخي ايده تقريب بين اديان را باطل و تحقق آن را باطل مي پندارند، اما واقعيات تاريخي جهان اسلام از امور ديگري پرده برمي دارد.
فرايند مناظره درباره موضوعي خاص، برپايه خرد و زبان مشترك استوار است، يعني دو طرف مناظره تا وقتي فهم مشتركي از موضوع بحث در ذهن نداشته باشند، نمي توانند درباره آن به تبادل نظر بپردازند.
شريعت اسلام از آن جا كه به گفت و گو و تبادل آرا اهميت خاصي مي دهد، در همه ادوار باب مناظره را با ديگران گشوده است.
امام رضا(ع) كه از او مي توان به عنوان سردمدار اين حركت فرهنگي جهان اسلام ياد كرد، با پذيرش شركت در مناظرات سران اديان در دربار مأمون اثبات كرد كه اديان مختلف معارف مشتركي دارند كه با مطرح كردن آن مي توان باب گفت وگو را گشود و حق و باطل را از يكديگر تميز داد...
علامه سيد جعفر مرتضي العاملي، مورخ و انديشمند لبناني، روايت ديگري از مناظرات حضرت رضا(ع) دارد كه در پي مي آيد..
* اگر مايل باشيد، بحث را با بيان سابقه تاريخي مناظره و گفت و گو در اسلام آغاز كنيم...
** گفت وگوي بين الاديان از زمان پيامبر اعظم(ص) و ماجراي مباهله آغاز شده است. مباهله از جمله قضاياي تاريخي معروف صدر اسلام است كه درآن بين پيامبر(ص) و سران مسيحيت مناظره اي صورت گرفت و در نهايت به مباهله ختم شد.
علت اين امر هم عدم پذيرش استدلالات منطقي و عقلي اسلام و رهبر آن توسط رهبر مسيحيت بوده است، به عبارت ديگر عناد، مانع پذيرش حقيقت توسط آنان شد. به همين دليل خداوند دستور به انجام مباهله داد تا آنان در مقابل واقعيات قرار گيرند. مسيحيان، هم حق را نپذيرفتند و هم مباهله را.
پس از اين ماجرا يهوديان مدينه نزد پيامبر(ص) آمدند و سؤالاتي را مطرح مي نمودند علاوه بر مدينه، اقليتهاي مذهبي و ديني ساير شهرهاي عربستان و حجاز نيز نزد رسول ا...(ص) مي آمدند و به بحث و مناظره مي پرداختند.
اين رويه در دوره هاي خلفاي پس از پيامبر(ص) نيز ادامه داشته است.
ادامه مطلب...

کرامتی از آستان قدس رضوی و داستان ضامن آهو
دكتر احمد مهدوي دامغاني
چندی پیش، به مناسبتی مطلبی در روزنامه اطلاعات درج شده بود و ذکری از آستان ملائک پاسبان اعلی حضرت اقدس علی بن موسی الرضا صلوة الله علیه، و داستان ضامن آهو در مجلسی مورد گفت و گو بود. دوست دانشمند عزیزی به بنده گفت: فلانی! من هر قدر هم که می خواهم صحت این «داستان» ضامن آهو را به خود بقبولانم نمی توانم و چون تو را یک طلبه غیر متعصبی می دانم، این است که خواهش می کنم نظرت را در این باره بگویی و اگر تو هم مثل من به این داستان اعتقادی نداری، چه بهتر که از این جا، یکی دو خطی با هم به روزنامه اطلاعات بنویسیم و از مسئولان آن روزنامه درخواست کنیم که از استعمال این القاب و عناوین عامیانه و غیر مستند که تازه بر فرض صحت هم چیزی بر عظمت مقام امام علیه السلام و جلال و کرامت آن بزرگوار نمی افزاید، احتراز کند.
گفتم: راست است، زیرا اعتقادی که شیعه واقعی به ائمه طاهرین خود دارد، فوق این امور و بالاتر از صحت و سقم این مسائل است؛ چو شیعه میگوید و می خواند که وأمن لجأ الیکم. [جمله ای از زیارت معروف به جامعه کبیره که ظاهرا انشای حضرت هادی علیه السلام است.]
باری، از آن دوست عزیز پرسیدم: داستان ضامن آهویی که شما آن را عقلاً و وقوعاً محال می شمارید کدام است و چگونه داستانی است؟
با نگاه تعجب آمیزی گفت: فلانی! آیا مرا دست می اندازی یا واقعاً تو که هم بچه آخوند هستی و هم خراسانی، از کم و کیف این داستان بی خبری؟
گفتم: نه دوست عزیز! تو را دست نمی اندازم و از کم و کیف داستان هم با خبرم؛ ولی دوست دارم داستان را از زبان تو هم بشنوم.
گفت: از مجموع آنچه در بچگی از بزرگترها شنیده و بعداً هم آن را به شعر عامیانه و به صورت جزوه کوچکی، چاپ سنگی شده ای خوانده ام، آنچه به یادم مانده، این است:
صیادی در بیابانی قصد شکار آهویی می کند و آهو شکارچی را مسافت معتنابهی به دنبال خود می دواند و عاقبت خود را به دامن حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام که اتفاقا در آن حوالی تشریف فرما بوده است، می اندازد. صیاد که می رود آهو را بگیرد، با ممانعت حضرت رضا علیه السلام مواجه می شود. ولی چون آهو را صید و حق شرعی خود می داند، در مطالبه و استرداد آهو مبالغه و پافشاری می کند.
امام حاضر می شود مبلغی بیشتر از بهای آهو، به شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد کند. شکارچی نمی پذیرد و به عرض می رساند: الا و بالله، من همین آهو را که حق خودم است، می خواهم و لاغیر ....
و آن وقت آهو به زبان می آید و سخن گفتن آغاز می کند و به عرض امام می رساند که من دو بچه شیری دارم که گرسنه اند و چشم به راه اند که بروم و شیرشان بدهم و سیرشان کنم. علت فرارم هم همین است و حالا شما ضمانت مرا نزد این ظالم بفرمایید که اجازه دهد بروم و بچگانم را شیر دهم و برگردم و تسلیم صیاد شوم...
حضرت رضا علیه السلام هم ضمانت آهو را نزد شکارچی می فرماید و خود را به صورت گروگانی در تحت تسلط شکارچی قرار می دهد.
آهو می رود و به سرعت باز می گردد و خود را تسلیم شکارچی می کند. شکارچی که این وفای به عهد را می بیند، منقلب می گردد و آن گاه متوجه می شود که گروگان او، حضرت علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه است. بدیهی است فوراً آهو را آزاد می کند و خود را به دست و پای حضرت می اندازد و عذر می خواهد و پوزش می طلبد. حضرت نیز مبلغ معتنابهی به او مرحمت می فرماید و به علاوه تعهد شفاعت او را در قیامت نزد جدش می کند و صیاد را خوشدل روانه می سازد. آهو هم که خود را آزاد شده حضرت می داند اجازه مرخصی می طلبد و به سراغ لانه و بچگان خود می دود...
به آن دوست عزیز هموطن گفتم: داستان واقعی ضامن آهو که من آن را می دانم بیش از هزار و شصت سال سابقه تاریخی دارد، و در کتب معتبر و مستند هم ثبت و ضبط شده و کاملا هم موجه و معقول است و به کلی با آنچه تو می گویی ومن هم به همین ترتیب آن را شنیده و خوانده ام، مغایر است. گمان نزدیک به یقین دارم که منشأ ملقب ساختن مولای ما، حضرت رضا صلوات الله علیه به ضامن آهو، همین داستان موجه و معقول و مسلم و مستندی است که آن را برای تو خواهم گفت. مضافاً بر آن که ناقلان و راویان این داستان نیز حایز آن چنان مقام مذهبی و ملی و علمی شامخی هستند که جای هیچ تردید در صحت، و مجال هیچ گونه شبهه ای در اصالت آن باقی نمی ماند.
از استمداد شفا تا كرامت امام رضا(ع)
شفايافته: صديقه فتحي، فرزند عباس، سن 40 سال، ساكن تهران،
بيماري: اسكلووزن
(M.S) «نوعي ويروس ناشناخته كه وارد نخاع شده و بر روي سيستم مغز و اعصاب اثر ميگذارد و در صورت پيشروي منجر به فلج كامل بدن ميگردد»، مدت بيماري: 12 سال،
چه روزها و شبهاي پر خاطرهاي را كه گذران نكرده بود، دوران پر اضطراب و التهابي كه هيچوقت فراموش شدني نيست، شبها برايش نفرتانگيز بود، دل خوشي از شب نداشت، زيرا عفريت بيماري همچون هيولايي ترسناك روح و جسم نحيفش را آزار ميداد.
مدتها بود كه بدحال و رنجور، لاغر و ضعيف در بستر بيماري افتاده بود و توان حركت از او سلب شده بود، بيچاره مادرش چه اشكهايي كه براي او نريخته بود و چه شبهايي را كه در كنار او به صبح نرسانيده بود و چونان پروانهاي بر گرد وجود عزيزش نچرخيده بود.
صديقه ديگر آن صديقه مادر نبود كه با شيرين زبانيهايش خستگي روزانه را از تن مادر در آورد و با شور و نشاطش گل لبخند را بر لبان مادرش بنشاند و گرمي و صفا را براي اهل خانه به يادگار بگذارد، دختري تنومند و پر جنب و جوش، اكنون مبدل به جسمي ناتوان شده بود و گويي ميرفت تا با گذشت زمان به دست فراموشي سپرده شود.
ساليان سال گذشت و او از اين بيماري نتوانست رهايي پيدا كند، چه خرجهايي كه براي او نكردند و چه درمانهايي كه بر روي او انجام ندادند، به درد بيدرماني مبتلا شده بود كه چارهاي جز سازش و تسليم وجود نداشت. پزشكان بيماريش را (M.S) تشخيص داده بودند.
با گذشت ايام، بيماري او نيز بيشتر ميشد. ديگر نه رمقي براي صديقه مانده بود و نه خواب و خوراكي داشت، هر از چندگاهي ويروس بيماريش پيشروي ميكرد و توان را از او ميگرفت به حدي كه قادر به انجام هيچ كاري نبود.
مدتها در بيمارستانهاي شريعتي، ساسان و جم تهران، بستري شده بود تا بلكه از اين دردها رهايي يابد اما افسوس كه شمع وجودش به خاموشي ميگرائيد و آن همه درمان، بينتيجه بود.
پزشكان معالجش در كميسيوني بر آن شدند تا صديقه را براي معالجه به آلمان، اعزام دارند كه پس از چندي اين تصميم عملي شد.
صديقه مدتي را در يكي از بيمارستانهاي شهر هايدلبرگ و پس از آن در شهر بادن آلمان، بستري شد. در حالي كه ديگر قادر به تكلم نبود و چشمانش به تاريكي گراييده و ديد نداشت و دست و پايش نيز فلج شده بود، اكيپ پزشكان آلماني پس از انجام آزمايشها و عكسبرداريهاي لازم متوجه شدند كه پزشكان ايراني بيماري را درست تشخيص دادهاند، آنان به امر مداوا پرداختند كه متأسفانه هيچگونه بهبودي در وضعيت بيماري او حاصل نگرديد و پس از مدتي نااميد از درمان آلمان را به قصد ايران ترك گفت.
| ثامن الحجج(ع) نعمت بزرگ سرزمين ما | |
|
گفتگو در روزنامه قدس |
|
عصر امام رضا(ع)؛ عصر طلايي فرهيختگان |
دكتر يحيي يثربي، نويسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه
در مورد زندگي اهل بيت(ع) و سيره عملي امامان معصوم(ع) بايد تحقيق و مطالعه داشته باشيم.
همه امامان معصوم(ع) در جهت هدايت بشريت ظهور و بروز كرده اند و اين جنبه هاي هدايتگري آنه
ا حتي پس از مفارقت ظاهري شان از اين دنيا، همچنان ادامه دارد. تأسي و پيروي از اين بزرگواران، زمينه هاي نجات ما مسلمانان را فراهم مي كند. اگر به مسير زندگي
حضرت رضا(ع) توجه كنيم، مي بينيم كه سرشار از درسهاي بي شمار است. حضور ايشان در آن برهه تاريخ، چه در مدينه و چه در ايران، تأثير زيادي در جايگاه شيعه داشته است. عصر امام رضا(ع) عصر طلايي ظهور و بروز دانشمندان، فرهيختگان و عالمان بسياري است كه هر كدام ظرفيتهاي بالايي را براي مسلمانان و شيعيان ايجاد كردند. اگر چه خلفاي عباسي در جهت تضعيف شيعيان تلاش مي كردند، حضور امام رضا(ع) در ايران بر خلاف نگاه مأمون مبني بر محصور كردن ايشان، به اوج شكوفايي نهضتهاي علمي منجر شد و امام هشتم(ع) از آنجا كه تا حدودي آزادي عمل بيشتري نسبت به ساير امامان معصوم(ع) داشتند، تلاش وافري در گسترش علوم ديني و ساير علوم از خود نشان دادند. برگزار كردن جلسات درس عمومي در مسجد و مناظرات بخصوص گفتگوهاي ايشان با سران و دانشمندان ساير اديان و ملل، موجب ترويج دين اسلام و گسترده شدن جايگاه تشيع بود. اما امروز با گذشت قرنها از حضور نوراني حضرت رضا(ع) به ايران و شهادت ايشان، وظيفه ما در برابر اين همه تلاش و پاسداري از ارزشهاي دين اسلام چيست؟ !وظيفه ما اين است كه قدر تلاش خالصانه اين امام معصوم(ع) را بدانيم و در جهت نشر افكار و سيره زندگي ايشان بكوشيم.قدرشناسي از ايشان همان انتشار افكار و حقيقت وجودي ايشان در ميان مردم دنيا و نسل كودك، نوجوان و جوان ايراني است
| ساعتي با نقاره چي هاي حرم مطهر رضوي ؛ كوبيدن بر طبل شاديانه | |
|
|
| پاي صحبت قديمي ترين گنبدشوي حرم ؛ عشق كارنامه رسمي آدمهاست | |
|
|
روزنامه قدس
| نگاهي به چگونگي شكل گيري كشيك ها در بارگاه رضوي؛ خادم باشي هاي حرم از ديروز تا امروز | |
|
روزنامه قدس |
| يك چراغ روشن | |
|
|
|
روايتي متفاوت از تشرف يافتگان به دين اسلام در حرم مطهر امام رضا (ع): | |
|
|
|
پاي صحبت نويسنده رمان « الطريق الي الخراسان» ؛ | |
|
|
|
پاي صحبت استاد سيد مهدي شجاعي، نويسنده ؛ | |
|
ت. اين امر، تقاضاي كار خوب را در ميان مردم بالا برده، به گونه اي كه اخيراً شاهد تلاش نويسندگان در جهت خلق آثار فاخر و شايسته درباره زندگاني ائمه اطهار(ع) و پيامبر اسلام(ص) هستيم. از سوي ديگر، آنچه نويسندگان كشور را از ورود به اين عرصه دو دل مي كند، نگاه ادبياتي به عرصه تاريخ است. آنچه در اين ميان براي ما ايرانيان ضرورت مضاعفي دارد، اقبال مردم به آثار مكتوب در مورد زندگاني حضرت رضا(ع) است. از سوي ديگر، نويسندگان به دليل وجود بارگاه هشتمين نشانه خدا در زمين احساس تكليف مي كنند. در اين باره، با سيد مهدي شجاعي كه آثاري از حضرت رضا(ع) و ديگر ائمه اطهار(ع) در كارنامه كاري خود دارد، گفتگو كرده ايم كه در ادامه مي آيد: سيد مهدي شجاعي، نويسنده نام آشناي ادبيات مذهبي كشورمان در خصوص خلق آثاري شايسته در مورد حضرت رضا(ع) در عرصه ادبيات ديني كشورمان مي گويد: نه درمورد امام رضا(ع) ونه درمورد هيچ امام ديگري، آن گونه كه شايسته و بايسته است، اثر شاخص ادبياتي خلق نشده است، قطعاً ما نسبت به امام رضا(ع) وظيفه بيشتري داريم، زيرا ايشان ولي نعمتمان هستند و بركت وجودشان بر ما سايه افكنده است. طبعاً رسالت و وظيفه ما در اين مورد بيشتر است. وي با بيان اينكه آثار ادبي در مورد ائمه اطهار(ع) دچار كمبود، نقصان وكم كاري است، ادامه مي دهد: كارهاي نسبتاً خوبي در اين مورد انجام شده، اما اين تعداد كتاب چه به لحاظ كمي و چه به لحاظ كيفي شايسته اين بزرگواران نيست و خيلي كمتر از آنچه شايسته است كارشده. شجاعي بخش عمده اي از كار ادبيات را متأثر از محركهاي دروني نويسنده دانسته و مي گويد: به اعتقاد بنده، آن اتفاق بايد در نويسنده بيفتد. در اين خصوص، خيلي زياد نبايد به دنبال عوامل بيروني گشت، اما به هر حال عوامل بيروني هم بي تاثير نيست. براي نمونه، برگزاري جشنواره رضوي در ايجاد تعامل بسيار خوب ميان نمايشنامه نويسان و توليد آثار قابل قبول، مؤثر بوده است و حمايتها وجهت دهي ها دراين زمينه تاثيرهاي خود را خواهد گذاشت؛ ولي در عين حال، اصل، توفيقي است كه بايد نصيب اهل ادب و نويسنده بشود تا اين كار را بكند. به واقع كاري كه براي امام رضا(ع) و بقيه ائمه اطهار(ع) مي شود، توفيقي است. نصيب نويسنده مي شود . از خدا مي خواهم مرا هم مشمول اين توفيق قرار دهد. وي در خصوص كار تأليف كتبي درباره14 معصوم(ع) تصريح مي كند: اولين معصوم(ع) در اين طرح حضرت فاطمه زهرا( س) بود كه با عنوان «كشتي پهلو گرفته» به چاپ رسيد. در مورد حضرت امام حسين(ع) هم كار نگارش انجام شده است. كتاب «آسماني ترين مهربان» در مورد امام جواد(ع) نيز آماده شده كه زودتر از برنامه بود. كاري درباره حضرت رضا(ع) را در دست اجرا داشتم كه برخي از اتفاقها باعث شد اين كار به تعويق بيفتد، اما تحقيقات درباره امام رضا(ع) به پايان رسيده است و در حال پياده كردن قالبي مناسب براي به نتيجه رساندن اين تحقيقات هستم. اين پروژه جزو اولويتهاي من است. اگر خدا بخواهد و حضرت رضا(ع) قبول كنند، مي كوشم يك اثر بلند مثل «آسماني ترين مهربان» براي ايشان هم خلق شود. وي در پاسخ به اين سؤال كه «تجربه كار نگارشي براي اهل بيت(ع) را چگونه مي بينيد؟ اظهار مي دارد: مسيركار نگارش درباره زندگي پر بركت اهل بيت(ع) براي من هنوز شكلي از آزمون و خطا دارد. يعني تلاش مي كنم راه درست را پيدا كنم؛ راهي كه بتواند اين مفاهيم عظيم را در قالب مناسب ادبي بيان كند. البته، در هركتابي قالب تازه اي را تجربه كرده ام و اميدوارم بتوانم هم به جهت انعكاس مفاهيم عظيم و هم از جهت ارتباط با مخاطب، به توفيق برسم و اين البته جز با عنايت معصومين (ع) ميسر نيست. اين نويسنده در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه «تحقيقات در مورد زندگاني پر بركت حضرت امام رضا(ع) چه دريچه هايي را به سوي شما بازكرد؟» مي گويد: ورود به عرصه و حيطه اين بزرگواران، بركاتي را شامل حال انسان مي كند كه صرفاً تكميل اطلاعات در مورد آنان نيست، بلكه انسان از رهگذر اين تحقيق به يك ارتفاع معنوي و بستر نوراني وارد مي شود و در آن حركت مي كند كه پيش از اين رسيدن به آن، انگار ميسر نبوده است. اين اتفاق بسيار مهمي است كه در اين آستانه ها مي افتد. در مورد شخصيتهاي ديگرتاريخي، اين مورد خيلي نمايان نيست، اما در مورد اهل بيت(ع) بخصوص امام رضا(ع) آدم هر چه بيشتر مي داند، احساس مي كند نورانيت وجود پر بركت ايشان، در وجود انسان بيشتر جريان مي يابد و اين ويژگي خاص اهل بيت(ع) است. |
| گپي كوتاه با انتظامي ؛ حرفهايي براي نگفتن | |
|
روزنامه قدس |
| در گفتگو با آيدين آغداشلو مطرح شد؛ ردپاي تاريخ معماري ايران در مجموعه بناهاي حرم مطهر رضوي | |
|
|
|
ضرورت «امامت» از منظر امام هشتم(ع) در گفتگو با حجة الاسلام دكتر عبدالحسين خسرو پناه؛ انسان براي رشد نيازمند امامت است | |
|
* جواد صبوحي |
اشاره:
آدمي با نهاد خدادادي خويش بدون هيچ گونه ترديد، درك مي كند هرگز جامعه متشكلي بدون سرپرست و زمامداري كه چرخ جامعه را به كار اندازد و اراده او به اراده هاي جزء حكومت كند
و هر يك از اجزاي جامعه را به وظيفه اجتماعي خود وادارد، نمي تواند به بقاي خود ادامه دهد و در كمترين وقتي اجزاي آن جامعه متلاشي شده، وضع عمومي اش به هرج و مرج گرفتار خواهد شد. از سويي ديگر، اسلام ديني است كه به نص كتاب و سنت بر اساس فطرت استوار و آييني است اجتماعي كه هر آشنا و بيگانه اين نشاني را از سيماي آن مشاهده مي كند و عنايتي كه خدا و پيغمبر به اجتماعيت اين دين مبذول داشته اند انكارناپذير بوده و با هيچ چيز ديگر قابل مقايسه نيست. تبيين اين مهم از سوي پيشوايان معصوم ما به جامعه اي كه به واسطه آميختن زمامداران زر و زور آن به مظاهر دنيوي امكان درك صحيح اين چشمه لايزال فيض را نداشتند، وظيفه اي بس دشوار بوده است. حجة الاسلام دكتر خسرو پناه مدير بخش فلسفه و كلام پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، در گفتگويي با ما به انگيزه سالروز ولادت با سعادت امام هشتم(ع) به طرح موضوع «امامت» از منظر اين امام همام پرداخته است. ماحصل اين گفتگو را تقديم حضورتان مي كنيم :
* آقاي دكتر! بد نيست براي ورود به بحث، به ضرورت طرح موضوع «امامت» با تأكيد بر مسأله خاتميت اديان اشاره اي داشته باشيد.
** مسأله «امامت» يكي از مهمترين مباحث اعتقادي مسلمانان است كه علاوه بر شيعيان، اهل سنت نيز به اين باور اجماع نظر دارند، اما متأسفانه به دليل انحرافهاي معنا شناختي و مصداقي همين مسأله مهم و مبنايي دچار اختلاف نظرميان اين دو گروه شده است و عالماني از هر دو گروه ازصدر اسلام تاكنون، تأليفاتي را در اين خصوص به رشته تحرير درآورده اند.
موضوع «امامت» از منظر شيعه عبارت است از استمرار نبوت؛ يعني همان گونه كه نبوت مراتبي دارد و هر نبي بعدي كامل كننده گفتمان ديني نبي پس از خويش است تا اينكه به دين خاتم؛ دين كامل كننده تمامي سلسله مراتب انبياي گذشته مي رسد، امامت نيز استمرار بخش و تكامل بخش منظومه ديني است كه نبي خاتم آن را بيان فرموده است. البته، معناي اين سخن اين نيست كه اسلام دين كامل نيست، بلكه بر اساس آنكه پيامبر(ص) با نزول آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اكملت عليكم نعمتي» كمال دين را در اختيار مردم قرار داد؛ اما قرار دادن كمال دين در اختيار مردم بدين معناست كه تمامي قرآن به طور كامل در اختيار مسلمانان قرار گرفته است، اما در عين حال به شرح و بسط توضيح نياز دارد.
تمامي شرح و بسط قرآن كريم را پيامبر اكرم(ص) با روش ويژه اي در اختيار اميرالمؤمنين(ع) قرار داد و ايشان نيز بايد اين تبيين را كه از پيامبر اكرم(ص) با واسطه و يا بدون واسطه به ايشان رسيده است به مقتضيات زمان در اختيار مردم قرار دهد تا آنها مضامين ديني را كاملتر از قبل دريافت كنند. به همين دليل، مي توان گفت امامت مكمل خاتميت است؛ همان گونه كه خاتميت نبي اكرم(ص) مكمل نبوت انبياي گذشته بوده است.
* حقيقت امامت از اين ديدگاه، متضمن پذيرش و درك ولايت تكويني و تشريعي است و يا در بر گيرنده ولايت سياسي و اجتماعي؟
** طبعاً وقتي تعريفي از امامت بشود، ديگر هر كسي نمي تواند مصداق امامت شود. او كسي است كه علم لدني داشته باشد و علم دين را از پيامبر اكرم(ص) دريافت كرده و به مقام عصمت رسيده باشد. او بر اساس «لاينال عهد الظالمين» نبايد اهل كفر، نفاق، گناه و معصيت باشد و تنها چنين فردي مي تواند مصداق اين معنا از امامت باشد؛ بنابراين امامت ازمنظر شيعه حقيقتي است كه در برگيرنده ولايت تكويني، ولايت تشريعي و ولايت سياسي- اجتماعي است. اهل سنت وقتي حاكميت را معنا مي كنند، تفسيري از امامت ارائه مي دهند كه تنها حاكميت سياسي- اجتماعي را در بر مي گيرد و از همين منظر است كه قرائت امامت را نمي پذيرند، لذا در اين معنا به راحتي هر كسي كه قيام به سيف داشته باشد اما اهل گناه و خطا هم باشد، مشروعيت ديني براي حاكميت سياسي نيز خواهد داشت. شهيد مطهري در كتاب «امامت و رهبري» به خوبي اين گفتمان امامت ميان شيعه و اهل سنت را بيان مي كند.
* اگر اجازه بفرماييد، اين بحث را با نگرشي كه امام هشتم(ع) به موضوع امامت دارند، ادامه دهيم.
** ببينيد، بحث امامت در دوره هاي مختلف پس از رحلت پيامبر اكرم(ص) مطرح بوده است و ائمه اطهار(ع) نيز تأكيد ويژه اي بر روي اين مسأله داشته اند. يكي از موضوعات بسيار جامع و گسترده درباره امامت، روايتي از حضرت علي بن موسي الرضا(ع) است كه آن را مرحوم كافي در كتاب اصول كافي در باب «نادر جامع في فضل الامام و صفاته» ذكر نموده است. در اين باب كه يكي از غرر ابواب كتاب كافي است دو روايت در فضيلت، اوصاف و ويژگيهاي امام بيان شده است. يكي از اين روايتها را مرحوم صدوق در كتابهاي «عيون اخبار الرضا» (ع)، معان الاخبار، و كمال دين بيان داشته است.
مرحوم فيض كاشاني نيز در جلد سوم كتاب وافي همين روايت را در باب 54 بيان داشته است. در اين روايت آمده است كه عبدالعزيز ابن مسلم نقل مي كند در ايامي كه در مرو بوديم و خدمت علي ابن موسي الرضا(ع) حضور داشتيم در روز جمعه در مسجد جامع مرو گرد هم آمده بوديم و مردم با يكديگر در خصوص امامت گفتگو مي كردند و هر يك نيز ديدگاهي را در اين خصوص مطرح مي كردند و معلوم بود كه اجماع و اتفاق نظري درخصوص معناي امامت وجود ندارد، البته اصل امامت را همه قبول داشتند، اما در معناي آن اختلاف نظر وجود داشت. عبد العزيز ابن مسلم مي گويد، من خدمت امام رضا(ع) رسيدم و اين ديدگاه ها را خدمت ايشان عرض كردم. امام رضا(ع) تبسمي نمود و سپس فرمود: مردم نمي دانند و در آراء و عقايدشان فريب خورده اند. ايشان در ادامه مي فرمايند: «ان ا... عزوجل لم يقبض نبيه صلي الله عليه وآله وسلم حتي أكمل له الدين وأنزل عليه القرآن فيه تبيان كل شي ء، بين فيه الحلال و الحرام والحُدود و الاحكام و جميع ما يحتاج }ليه الناس كملاً». اولين مطلبي كه امام در آغاز بحث امامت مطرح مي كند بحث دين شناسي در خصوص ضرورت نبوت و وحي است. ايشان مي فرمايد خداوند جان پيامبر(ص) را نگرفت و او را قبض روح نكرد، مگر اينكه دين را كامل كرد. چون ايشان پيامبر خاتم بود حكم خداوند اقتضا مي كند حتماً دين او هم دين خاتم و كامل باشد لذا قرآني را بر پيامبر(ص) نازل كرد كه بيانگر هر ديني است. تمام احكام و حدود و حرام و هر آنچه در كمال انسان لازم و ضروري بوده است و مردم در رسيدن به كمال به آن نياز دارند همه را بيان كرده است.امام رضا(ع) براي اثبات اين ادعا هم به آيه سوم سوره مائده و هم به آيه 38 سوره انعام تمسك مي كند. ايشان بر اساس آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اكملت عليكم نعمتي» مي فرمايد: امروز دين خدا كامل شده و خداوند نعمت را بر شما تمام كرده است.
* پس حالا كه دين، دين كاملي است ماهيت وجودي امامت چگونه قابل توجيه است؟
** اتفاقاً محور ديگري كه امام هشتم(ع) در همين روايت به آن مي پردازد و بيانگر اين سؤال شماست؛ يعني جايي كه امام(ع) ارتباط امامت با دين را كامل مي دانند ايشان مي فرمايند: حال كه معالم دين كامل است اينجا امر امامت و تعيين امام معصوم از سوي خداوند يكي از مهمترين اركان دين است. اگر امام تعيين نشد اگر چه دين كامل است اما كمال دين به نسل امامت است، اگر امامت از دين جدا شود ديگر دين كامل نمي شود و يكي از اجزاي تمام شدن دين امامت است. به همين دليل لازم است تا امامت معالم و احكام و معارف دين را براي مردم بيان كند.
پيامبر اكرم(ص) بسياري از مسائل را بر عهده امام قرار داد تا امام آنها را براي مردم بيان كند. البته پيامبر از دنيا نرفت، مگر آنكه رسالت خود را به انجام رساند وبراي مردم نيز معالم، معارف و احكام و راه و روش دينداري را تبيين نمود. ايشان امت را از راه خطرناك به جاده اصلي هدايت نمود، اما در عين حال به مردم اين مسأله را توضيح داد كه اگر مي خواهيد احكام دين به طور دقيق در اختيارتان باشد و گرفتار انحراف نشويد علي را پرچم بر افراشته دين قرار دهيد، چون علي علم و امام دين است. راه رسيدن شما به مقصد اين است كه همواره به علي بنگريد و مسير او را طي كنيد تا بتوانيد به هدايت برسيد، در غير اين صورت گرفتار انحراف خواهيد شد. بنابراين يكي از نيازهاي مردم اين است كه آنها مقام امامت را بشناسند تا دين خدا را بهتر درك كنند و جايگاه احكام و حدود را بفهمند، البته اين فهم توسط عقول آنها شكل مي گيرد. اينان با نعمت عقل است كه مي توانند امامت را بشناسند و توسط شناخت امام كمال دين را دريافت كنند.
* امام رضا(ع) اوصاف امامت را چگونه تبيين مي كنند؟
** امام(ع) به برخي از آياتي استناد مي كنند كه اوصاف امامت را در بردارد؛ مثلاً ايشان به آيه 124 سوره بقره اشاره مي كند كه «اني جاعلك للناس اماما»؛ امامي كه خداي سبحان براي مردم تعيين مي كند امامي است كه بايد واجد صفت معصوميت باشد بنابراين وقتي ابراهيم خليل سؤال نمود كه: آيا از ذريه من نيز به مقام امامت خواهند رسيد، پاسخ شنيد: عهد من به ظالم نمي رسد. امام هشتم(ع) از اين آيه اين گونه استشهاد مي كند كه اين آيه، امامت هر باطلي را تا روز قيامت باطل مي كند. بدين معنا كه امامت امري برگزيده شده است. ايشان سپس مي فرمايد:« بنابر اين خداوند اهل پاكي و طهارت را به مقام امامت مي رساند». امام(ع) در ادامه مي فرمايد: پس از اميرالمومنين(ع) از ميان ذريه اصفياء و پاك و طهارت و فرزندان اميرالمومنين(ع) اماماني تعيين شد كه واجد صفت عصمت اند و عادل اند. اينان به منزله انبياء اند و وارث انبياء و اوصيا هستند، چون مي خواهند راه آنها را ادامه دهند. امام رضا(ع) در ادامه مي فرمايند: قرار نيست در تفكر اسلامي مقام امامت تنها به مسائل عبادي مردم توجه كند، بلكه بايد به مسائل اجتماعي و سياسي جامعه توجه كند و مؤمنان را به مقام عزت برساند، امور دنيا را اصلاح كند اين گونه است كه امام هشتم(ع) مي فرمايند: امام مقام و منزلتي دارد كه اساس اسلام است و اسلام براي رشد و داشتن شاخه هاي بلند نيازمند امامت است. اصلاً توسط امام، نماز، زكات، روزه و حج و جهاد تمام مي شود. اگر امام نباشد احكام و حدود الهي امضا نمي شود و اگر امام وجود نداشته باشد مرزها حفظ نمي شود. امام حرام و حلال خدا را بيان و حدود الهي را اقامه مي كند و مردم را با حكمت، موعظه، حجت و استدلال بالغه به پروردگار دعوت مي كند. امام همچون خورشيدي است كه طلوع مي كند، روشنايي مي دهد و با نورش عالم را روشن مي نمايد. امام ماه نوراني، چراغ درخشان، نور تابان و ستاره هدايتگر در تاريكي ها و گمراهي هاست. اوست كه به انسانهاي گرفتار در بيابانهاي بي آب و علف و گرفتار در امواج دريا ياري مي رساند. امام آب گوارايي براي انسانهاي تشنه است.به نظر من اين بيان امام هشتم(ع) در اين حديث كاملاً متضمن بحث عقلي است. اصلاً امام يعني فردي كه ماموم مي خواهد به دنبال او برود و از وي استفاده كند. اگر امامي عالم، طاهر و معصوم نباشد و مسير هدايت را نياموخته و يا طي نكرده باشد و چون ماه و خورشيد روشن كننده راه نباشد و قدرت استدلال، حكمت و موعظه نداشته باشد، چگونه مي تواند انسانها را هدايت كند؟ خداوند متعال در آيه 269 سوره بقره مي فرمايد: «اگر امامي حكمت نداشته باشد و اهل كتاب و دانش و معرفت و طهارت و عصمت نباشد چگونه مي خواهد مردم را به مقصد برساند و هدايت كند.»
* همراه نشدن با اين فرآيند و تأسي نجستن از اين سرچشمه فياض از منظر امام هشتم(ع) چه پيامدي را در بر خواهد داشت؟
** وقتي مقام و منزلت امامت كه حقيقت الهي است و خداوند بايد آن را در اختيار اهل آن قرار دهد در بين افراد ناشايست قرار بگيرد اين همه اختلاف و انحرافهاي فكري پديد مي آيد. شما كافي است مروري به تاريخ فرقه هاي كلامي بيندازيد چه مسائلي در اين فرقه ها پيدا شده است. فرقه خوارج و مرجئه به دليل دوري از اميرالمؤمنين(ع) شكل گرفتند و هر يك بعد از مدتي به انشعابات مختلفي تقسيم شد . مثلا فرقه خوارج حدود 25 انشعاب پيدا كرد. يا در فرقه مرجئه حداقل هفت و يا هشت فرقه انحرافي پيدا شد. فرقه معتزله حدود 15انشعاب پيدا كرد. در امامت نيز مي بينيم عده اي به دنبال امام باقر(ع) و به دنبال زيد ابن علي(ع) رفتند و در نتيجه فرقه زيديه ايجاد گرديد و يا به دنبال محمد حنفيه رفتند و فرقه كيسانيه ايجاد شد و يا وقتي اسماعيل را امام پس از امام صادق(ع) معرفي نمودند اسماعيليه ايجاد شد. بنابر اين وقتي عده اي از آن انوار نوراني و الهي فاصله گرفتند و به بيابان بي آب و علف رفته و يا گرفتار امواج دريا شدند چنين فرقه هايي شكل گرفت.خلاصه اينكه فرمايشات امام رضا(ع) علاوه بر اينكه متضمن استدلال و برهان عقلي است كه با مقدمات عقلي به دست مي آيد و هم شواهد تجربي و تاريخي آن را تأييد مي كند و اين گونه نيست كه صرفاً بگوييم شيعيان تعبداً بايد آن را بپذيرند. يعني روشهاي مختلف كسب معرفت فرمايش امام را اثبات و تأييد مي كند.
روزنامه قدس
امام هشتم فاتح قلبها *آية ا... سيدمحمد موسوي بجنوردي
«از اين جا تا بارگاه امام هشتم(ع) راهي نيست، فقط كافي است ايشان را با تمام وجود بخوانيد، آن وقت كرامات بي نظير آن حضرت را خواهيد ديد.» اين حرفها را آية ا... سيدمحمد موسوي بجنوردي مي گويد هر وقت با او تماس مي گيرم، آنقدر در مورد حضرت
رضا(ع) پرشور و حرارت صحبت مي كند كه هر علاقه مندي بي اختيار دلش را روانه حرم حضرت رضا(ع) مي كند.از ايشان مي خواهم با توجه به اينكه در آستانه ميلاد پربركت امام رضا(ع) هستند، به فرازي از زندگي آن حضرت اشاره كند كه برايشان بيشترين تأثير را داشته است. آية ا... سيدمحمد موسوي بجنوردي با استقبال از اين پرسش مي گويد: «زندگي حضرت رضا(ع) سرشار از درس، بركات و ويژگي هاي منحصر به فرد است. اما براي من هميشه مطالعه كردن در رفتار و سيره زندگي ايشان و مناظرات آن حضرت با سران اديان و ساير ملل جايگاه خاصي داشته و دارد. ما هم مي توانيم از سيره عملي زندگي ايشان درس بگيريم و اين نكات ويژه را در روابط روزمره خودمان پياده كنيم. چه اشكالي دارد در شرايط سخت امروز كه ديگران به محبت و دلگرمي ما احتياج دارند، دريغ نكنيم . رفتار سرشار از ادب و صداقت حضرت رضا(ع) در مقابل ميهمان براي ما مي تواند بهترين الگو باشد و ما اين نكته ارزنده را حتي در روابط و سفرهاي خودمان به ساير كشورهاي دنيا در نظر بگيريم و اين حركت ارزنده حضرت رضا(ع) را در همه جا انتشار دهيم. نكته ديگري كه اشاره كردم، بحث مناظرات بود. ايشان در مناظرات و ارتباط با دانشمندان و سران اديان زمان خودشان، بهترين شيوه تبليغي اسلام را ارايه كرده اند كه پس از گذشت قرنها از آن زمان، هنوز هم كاربردي است. شيوه هاي تفهيم درسهاي اخلاقي و علمي ايشان، باز هم براي ما به عنوان نمونه و الگو مي تواند مدنظر باشد. اسلام دين فتح قلبهاست و امام هشتم(ع) و ساير معصومين(ع) در اين زمينه هميشه پيشرو و ارايه دهنده طريق بوده اند. چه اشكالي دارد، ما هم از اين نكات درس بگيريم؟ توجه به اين نكات، زندگي ما را دگرگون خواهد كرد و حيف است كه مسلماني بي توجه به اصول اعتقادي باشيم.» ايشان در ادامه تصريح مي كند: «يكي ديگر از مسائلي كه بارها در مورد آن صحبت كرده ام در باب توسل به حضرت رضا(ع) است. وقتي توسل عاشقانه و سرشار از خلوص نيت باشد، حتماً باب استجابت باز مي شود. براي خود من بارها در طول زندگي ام پيش آمده كه به ايشان متوسل شده ام و مورد مهر و عاطفه اين امام مهربان قرار گرفته ام. از ايشان و ساير امامان معصوم(ع) از صميم دل سعادت دنيوي و اخروي مان را بخواهيم كه بعد از خدا اين بزرگواران كليدداران مخزن حقيقت و رستگاري اند.»
روزنامه قدس

رها هم در دسترس نيست و شايد اگر مشغله هاي بيش از حد ايشان اجازه مي داد، مي توانستيم ساعتها در مورد حضرت رضا(ع) صحبت كنيم. اما سرانجام پيگيري نتيجه داد و در فرصتي هر چند كوتاه با ايشان همصحبت مي شوم. قبل از هر صحبتي دوست دارم از انديشه هاي امام(ره) و علاقه ايشان به حضرت رضا(ع) بيشتر بدانم، سيدحسن خميني در اين مورد مي گويد: «حضرت امام (ره) علاقه و توجه ويژه اي به همه امامان معصوم(ع) داشتند. اما نعمت همجواري با حضرت رضا(ع) در ايران، براي امام(ره) جايگاه و مقام بالايي داشت. در دوران زندگي در كنار امام(ره)، بارها شاهد توسل و توجه عميق ايشان، آن هم از راه دور به حضرت علي بن موسي الرضا(ع) بوده ام و به عقيده من نيز زيارت كردن معصومين(ع)، راه دور و نزديك ندارد، مهم اين است كه از راه دل با آنها ارتباط برقرار كنيم و از اين بزرگواران بخواهيم كه احساس و توجه و توسل به خودشان را به همه ما انسانهاي اهل زمين عنايت كنند.»
ها فقط آه مي كشند. آرام و بي سروصدا. يك آه بلند و كشدار كه از توي سينه غم گرفته شان بلند مي شود و كار هزار قطره اشك را مي كند، كار هزار بغض شكسته. كافي است گوشت را به ديواره نازك آهشان بچسباني، بوي گلاب توي سينه ات پر مي شود و صداي شكسته دعاي توسلي از دورها، دورت پيله مي تند. آه بلند مي شود و مي پيچد و مي پيچد، از لا به لاي شبكه هاي فولاد رد مي شود، از اين گوشه به آن گوشه، از اين گنبد به آن گنبد، از طلا به فيروزه، از فيروزه روي دامن گوهرشاد و بعد روي نقاره...
خودش مي گويد: 60 سال و اندي است اين كاره ام. 40 سال كرنا مي زدم و حالا طبل سرچاشني. اين كه موقع نواختن چه حسي دارد، سؤال كليشه اي است و انگار پيرمرد بارها پاسخش را داده است، چون خيلي زود مي گويد: اين لطف و مرحمت حضرت رضا(ع) را هيچ زماني از خاطر نمي برم و هميشه شكرگزارم. براي او روزمرگي معنا ندارد، تعطيلي و استراحت هم. به قول خودش در اين سالها هيچ صبح و غروبي را از نقاره خانه دور نبوده است، حتي صبحهاي زمستان با همه سختيهايش و عصرهاي تابستان. پيرمرد توضيح مي دهد آن زمانها نقاره چوبي بود و درست لب سقف ايوان قرار داشت. زمستانها برفهاي سنگيني مي باريد و با وجود قنديلهايي بزرگ يخ، ما هيچ صبحي كارمان را تعطيل نكرديم. 
آن قدر تكراري و عادي شده اند كه كسي دنبال فلسفه اش نيست. شايد كمتر كسي بداند سرپرستي حرم از ابتدا جنبه معنوي داشته و بزرگان سادات در هر دوره به دليل برخورداري از موقعيت اجتماعي، آن را در اختيار داشته اند. پاسخ خيلي از اين پرسشها در يك مجموعه كامل سندي در اداره اسناد آستان قدس رضوي موجود است.
جو گندمي نبينم. رو به رويم نشسته بود و شانه هايش مي لرزيد. از روي صندلي بلند شدم. چرخي زدم اطراف رواق دارالرحمة، خواستم حواسم را پرت زائران عرب زبان بكنم. زناني با چادرهاي براق مشكي و يا دختر چيني كه كوله اش را روي چادر سفيد با گلهاي قرمز انداخته بود. اما نمي شد، تصوير اشكهايش و صداي خفيف ناله اش در گوشم مي پيچيد. دوباره برگشتم. سرش را بلند كرد. به پهناي صورت، اشك ريخته بود.
ت. اين امر، تقاضاي كار خوب را در ميان مردم بالا برده، به گونه اي كه اخيراً شاهد تلاش نويسندگان در جهت خلق آثار فاخر و شايسته درباره زندگاني ائمه اطهار(ع) و پيامبر اسلام(ص) هستيم. از سوي ديگر، آنچه نويسندگان كشور را از ورود به اين عرصه دو دل مي كند، نگاه ادبياتي به عرصه تاريخ است. آنچه در اين ميان براي ما ايرانيان ضرورت مضاعفي دارد، اقبال مردم به آثار مكتوب در مورد زندگاني حضرت رضا(ع) است. از سوي ديگر، نويسندگان به دليل وجود بارگاه هشتمين نشانه خدا در زمين احساس تكليف مي كنند. در اين باره، با سيد مهدي شجاعي كه آثاري از حضرت رضا(ع) و ديگر ائمه اطهار(ع) در كارنامه كاري خود دارد، گفتگو كرده ايم كه در ادامه مي آيد:
انگار صاحب دنياست، « من عزت ا... انتظامي ام، 65 سال است كه بازي مي كنم. نه بازي نمي كنم، زندگي مي كنم ...» انتظامي دوست دارد هر زماني كه دلتنگ شدم، مشهد باشم فقط همين! 

